![]() |
اجـــــازه |
«سال نکو از بهار پر گلش هویدا
مورد لطف دولت دروازهی بینوا!»
«پاداش رأی مردم قبض گران رسیده
مجوز فشار از سوی سران رسیده»
«صادر شد از ادارات پروانهی گرانی
بی شک اداره کرده با فوق خود تبانی»
این ابیات، بخشی از شعری طولانی است که توسط غلامحسین رضایی(نقاش) سروده شده.
بزرگنمایی مشکلات اقتصادی( که البته کسی نمیتواند منکر وجودشان شود)، سعی در ایجاد ارتباط بین مشکلات اقتصادی و حضور مردم در انتخابات (که با کمی اغماض میتوان حضور مردم در انتخابات را از دیدگاه شاعر نوعی باجخواهی و متوقع شدنِ مردم از دولت و حاکمیت دانست)، اشاره به دولت و سعی در پُررنگ کردن نقش آن در ایجاد مشکلات اقتصادی برای مردم، تبانی کارکنان دولت با مقامات بالاتر برای ایجاد گرانی و اعمال فشار بر مردم، و بسط این مسئله به مجموعهای فراتر از دولت، که همانا حاکمیت است( با نام بردن از سران)، وجه بازر این نوشته است.
وجود این روند در هفته نامهی بیداری(که بارها در قالب شعر و به اسم مطایبه به مسائل اقتصادی پرداخته و رعایت انصاف را ننموده است)، و پیدایش روندی مشابه در برخی نشریات استان، با آنچه که امروز تکلیف رسانههاست و همانا حمایت(حداقل روانی) از نیروهای اجرایی کشور برای ایجاد بستر مناسب جهت افزایش تولید ملی است، تکلیف مسئولین را در نظارت کمی بر مطبوعات سنگینتر میکند.
پی نوشت: هفته نامه بیداری- شماره 646 - تاریخ 20 فروردین 1391
عقل و شرع، عرف و قانون، و کرامت انسانی، انسان را از تمسخر و استهزاء برحذر میدارند.
هنوز بسیاری از مردم ماجرای اعتراض هموطنان آذری به یک کاریکاتور موهن را در ذهن دارند که در آن به جمعیتی میلیونی توهین شده بود.
این میان، سوء استفادهی دشمنان از اینگونه اتفاقات، باعث ایراد خسارات جبران ناپذیری به کشور میشود، که دامنهی این خسارات، به امنیت ملی کشور هم میرسد؛ چنانچه در مثال فوق، ماجرا از اعتراض به کاریکاتور موهن، به آشوب، اعتراض خیابانی، تخریب اموال عمومی و خصوصی و... رسید.
هفتهنامهی بیداری که داعیهدار قدمت 89 ساله است و عنوان قدیمیترین نشریهی در حال چاپ کشور را با خود یدک میکشد، در شماره 645- مورخ 21 اسفندماه 1390- مبادرت به چاپ لطیفههایی نموده که متأسفانه در یکی از آنها به هموطنان آذری زبان توهین شده است.
شاید بتوان این اقدام هفتهنامهی بیداری را مصداقی برای بند چهارم از مادهی 6 (اصلاحی 30/1/1379)قانون مطبوعات دانست که به احصاء حدود مطبوعات پرداخته و ایجاد اختلاف از طریق طرح مسائل نژادی و قومی را ممنوع اعلام کرده.
قدر مسلم، عذرخواهی از هموطنان آذری زبان، و نیز عذرخواهی از خوانندگان نشریه، کمترین کاری است که این مدعیان قدمت میتوانند انجام دهند و این تضمین را به مردم بدهند که اتفاقاتی از این دست دیگر تکرار نشود؛ چرا که دامنهدار شدن این مسائل هزینههای زیادی را برای فرهنگ این مرز و بوم خواهد داشت.
کاش برای یک بار هم که شده، مسئولین ارشاد پاسخی مناسب و در خور شأن به این ایراد ساختاری بدهند که:« جایگاه نظارتی ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص مطبوعات، کجاست؟»

بیداری - شماره 645 - تاریخ: 21 اسفندماه 1390
... پـــــــــــیامها() link سهشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠ -

در این صفحه، 40 عکس وجود دارد، که یکی عکس شهید مصطفی احمدی روشن است.
در این صفحه، عکس مصطفای شهید درست کنارجمجمهی هیتلر قرار گرفته.
در این صفحه، عکس مصطفای شهید در بین تصاویر زیادی قرار گرفته، که در بینشان گربه و سگ و خرس و گوسفند هم هست؛ در بینشان دلقکها هم هستند...
در این صفحه،بار دیگر مصطفای شهید، شهید شده.
این در حالی است که تبلیغاتِ این ویژهنامه از هفتهها قبل در این روزنامه انجام میشد و مخاطبین زیادی شاهد این هتک حرمت بودهاند.
جواب این بیحرمتی را چه کسی باید بدهد؟
ادارهی ارشاد که متولی نظارت بر نشریات است؟ یا بنیاد شهید که متولی نگهداشتنِ حق و حرمتِ شهداست؟
روزنامهی واقعه
شمارهی 1234
ویژهنامهی 12 بهمن 1390
