اجـــــازه
گل کاشتن خانم‌های کرمانی...

 

وقتی یک‌باره روزنامه‌ها پُر می‌شوند از تبریک به خانمی که سکان یک نشریه با سابقه را به دست گرفته،  و هنگامی که در همان چند شماره‌ی اول چنان با تحکم می‌گوید آمده‌ام برای درانداختن طرحی نو، می‌گویی می‌خواهد معجزه شود.

معجزه هم که نشود، دست کم حس می‌کنی بحث زنان و اخبار مربوط به آن‌ها رنگ و بویی دیگر خواهد گرفت در این هفته‌نامه؛ البته به دور از بسط و گسترش هرگونه نگاه فمنیستی به زن.
هفته‌نامه‌ی صبح کرمان(
شماره ۴٠۴) که دست برقضا یک خانم آن را اداره می‌کند، تنها 4 شماره بعد از شروع سکان‌داری او، مطلبی نوشته، گویی در تمجید بانوان کرمانی، با این عنوان." برای دومین بار زن‌های کرمانی گل کاشتند"
نویسنده بی هیچ مقدمه‌ای و بدون بیان این‌که خانم‌های کرمانی گل اول‌شان را کی کاشته‌اند و در چه سالی بوده، می‌رود سراغ گل دوم که باز سال کاشتش مشخص نیست، اما هر چه هست، مربوط می‌شود به برکناری امام جمعه‌ در شهر کرمان و حمایت برخی‌ها و اعتراض برخی دیگر.
این میان، زن‌های کرمانی به جد حمایت خود را از امام جمعه‌ی مخلوع‌شان اعلام می‌کنند و...
نگاهی اجمالی به این نوشته، نحوه‌ی گل کاشتن بانوان را به خوبی بیان می‌کند که صد البته باید نویسنده‌ی متن جوابی برای چنین تصویرگری‌ای از زنان کرمانی داشته باشد.
در ادامه تعابیری را که نویسنده برای زنان کرمانی به کار بسته، عیناً بیان می‌شود.
1- زن‌ها در مسجد جمع شده و می‌گفتند اگر آقایان به مسجد بروند می‌رویم جانمازهایشان را جمع می‌کنیم.
2- ... در مسجد ریخته...
3- ...فحش زیادی دادند...
4- ... زیلوها را پاره پاره کردند...
5- ...گویا کارهای دیگری هم کردند...
6- ... روی میزو محراب خاکروبه ریختند...
7- ... زن‌ها ریختند سر نماز آقا میرزا محمود، جانماز او را هم جمع کردند...

این چه گل کاشتنی است که در آن زن اصیل کرمانی به زعم شما می‌ریزد توی مسجد؟
مگر خواسته‌ی آن‌ها چیزی غیر از برگرداندن یک روحانی بوده؟ که حالا باید برای اعلام این خواسته به جای ورود به خانه‌ی خدا، بریزند داخل آن؟! وچنین تصویری از آن‌ها ارائه شود؟!
فحش دادن در مسجد، آن‌هم به مقدار زیاد که ذکر شده، هتک حرمت مسجد است. کمی غیرعادی نیست که این خانم‌ها برای خواسته‌ای مشروع، راهی نامشروع را انتخاب کرده‌اند؟!
پاره پاره کردن زیلوهای مسجد، تخریب مسجد است و گناهی بزرگ. و قطعاً وسیله‌ی توجیه پذیری نیست برای این که بشود به هدف رسیدنِ خانم‌ها را توجیه کرد.
از سوال درباره‌ی کارهای دیگری هم که این خانم‌ها در مسجد می‌کرده‌اند و احتمالاً بدتر از فحش و تخریب اموال مسجد است و نویسنده هم در نوشته‌اش بیان نکرده، می‌گذریم.
خاکروبه روی میزو محراب مسجد ریختن هم هتک حرمت مسجد است و جانماز کسی را سر نماز جمع کردن، شکستن نماز اوست، که حرام است وگناهی بزرگ.
با این اوصاف، باید دنبال معنایی باشیم برای گل کاشتن خانم‌های کرمانی...

...

پـــــــــــیام‌ها()     link     چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠ -

احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران است، نه تنها رئیس دولت ایران!

احمد یوسف‌زاده، روزنامه‌نگار اصلاح طلب افراطی، در بخشی از نوشته‌ای با عنوان نوشته‌های پراکنده، که در صفحه‌ی 3  شماره 543 هفته‌نامه‌ی رودبارزمین چاپ شده، به برگزاری جشن نوروز اشاره کرده.
جشن نوروز با تمام حرف و حدیث‌های پیرامونش و فارغ از صحیح بودن یا نبودن، در شرایط کنونی، وسیله‌ای شده است دست‌آویز طیف منفعلی که این روزها خود را به آب و آتش می‌زند تا شاید بتواند حیثیت از دست رفته را به دست اورده و خود را تطهیر کند.
این میان، طیف یاد شده در استفاده و سوء استفاده از هیچ ابزاری کوتاهی نمی‌کند؛ از آرمان‌های اسلامی و انقلابی گرفته، تا خون مردمان مظلومی که در بحرین به خاک و خون کشیده می‌شوند.
دو نکته بارز پیرامون این نوشته قابل توجه است که به آن‌ها اشاره می‌شود.
1- یوسف زاده در حالی از شیعیان بحرین دفاع می کند و برای آن ها دل می‌سوزاند، که تا چندی قبل علناً از جماعتی حمایت می‌کرد که در خیابان‌های شهر‌ها راه می‌افتادند و شعار "نه غزه نه لبنان؛ جانم فدای ایران سر می‌دادند" جماعتی که از طرف‌داران فرقه‌ی فتنه بودند و هستند و هنوز اعلام برائت از این فرقه، از سوی یوسف‌زاده به
گوش کسی  نرسیده.

حال از دیدگاه این طیف چه تفاوتی میان مسلمانان بحرین و فلسطین و نیز شیعیان لبنانی و جوانان شیعه‌ی بحرین وجود دارد، الله اعلم!

2- گویی احمد یوسف‌زاده که بارها و بارها در نشریه‌ای که مدیرمسئولی آن را بر عهده دارد، بر قانون‌مداری تأکید کرده، از این نکته‌ی قانونی و فراتر از آن عقلی، فارغ است که وقتی بیست و اندی میلیون نفر به کسی رأی داده اند، او رئیس‌جمهور قانونی ده‌ها میلیون نفر ایرانی می‌شود؛ حتی کسانی که به او رأی نداده‌اند.

شاید همین فراغت از نگرش صحیح به قانون است که موجب می‌شود او رئیس جمهور کشور ایران را در یک نوشته‌ی کوتاه دو مرتبه "رئیس دولت" خطاب کند.


نقل مطالب اجــــازه، با ذکر  http://ejazeh.persianblog.ir

...

پـــــــــــیام‌ها()     link     دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩٠ -

پیام نوروزی نماینده شهر و چندسوال؟!

پیام دادنِ مسئولین در مناسبت‌های مختلف، علی الخصوص ایام شادی و سرور، کار شایسته و فرخنده ایست که مدتهاست انجام می‌گیرد.
به هر تقدیر، پیش می‌آید مسئولینی که کم و زیاد با مردم در ارتباط هستند، نتوانند به همه‌گی آن‌ها به قدر مساوی وقت بدهند، و این پیام‌های تبریک و شادباش، بهترین وسیله است تا مسئولین قدری بیشتر خود را به مردم نزدیک کنند.
سال جدید که می‌رسد، به تبع بزرگی و اهمیت آن برای اهالی ایران زمین، بازار این پیام‌ها هم داغ می‌شود و روزنامه‌ها محملی می‌شوند برای این عرض تبریکِ مسئولین به مردم.
مهندس کریمی، نماینده‌ی مردم شریف کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی هم از این قافله عقب نمانده و پیامی را به همین مناسبت در روزنامه‌ی اصلاح طلبِ عصر ظهور به مردم تقدیم داشته است.
این نوشته با قطعه شعری از فریدون مشیری آغاز شده.
باز کن پنجره را...
در ادامه به رسم اکثر پیام‌های نوروزی که به سال سپری شده اشاره دارند، از اتمام سال 1389 با همه‌ی تلخی‌ها و شیرینی‌هایش گفته شده و بعد، از آمدن بهار سخن به میان آورده شده است و بعد هم تبریک سال نو و آرزوی موفقیت و شادباش برای همه‌ی مومنان و خوبان و مهربانان.
جناب مهندس بعد هم گریزی به حدیث شریف و صد البته معروف (حاسبوا قبل أن تحاسبوا) اشاره‌ای داشته‌اند و زمان را مناسب دیده‌اند کارنامه‌ی خود را در پیشگاه محاسب اصلی و سپس مردم بازبینی کنند.
از این نقطه به بعد که اتفاقاً در پیام مهندس هم با سه نقطه‌ی بزرگ از قسمت بالایی جدا شده است، ذکری شده است از خبرهای سال 1389 و در ابتدا از اجرای قانون هدف‌مندی یارانه‌ها و لزوم اجرای بی کم و کاست آن در کشور، جهت تأثیر همه جانبه و مثبت آن. در ادامه‌ی این بخش، از تصویب قانون استخدام تعدادی از فرهنگیان یاد شده که مهندس آن‌ها را همکار خطاب کرده‌اند و سپس ذکری شده از تصویب قانون ناظرین طرح خودکفایی گندم، که در این نوشته بر مثبت بودن‌شان تأکید شده.
و اما ادامه‌ی پیام با این جمله پیش رفته است:
(- در بحث بودجه(بیشتر به اعتبار این که حقیر عضو کمیسیون برنامه و بودجه و تلفیق مجلس هستم) به ویژه در مقوله‌ی تخصیص اعتبارات عمرانی، انتظار بسیار بیشتری می‌رفت. قابل توجه است که از ابتدای کشف نفت و تولید آن در کشور،(بیش از یکصد سال) تا کنون در حدود 800 میلیارد دلار درآمد حاصل شده که تقریباً نیمی از آن از ابتدای دولت نهم به دست آمده است. مقایسه‌ی اقدامات توسعه‌ای در این مدت با 94 سال قبل، نشان می‌دهد که کارنامه‌ی مورد انتظار به دست نیامده است.)
پیانم نوروزی مهندس کریمی در ادامه گریزی می‌زند به ناکامی‌هایی که در سال 1389 و در کنار پیشرفت‌ها و توفیقات حاصل شده و اشاره می‌کند به این که باید آن‌ها را نقد منصفانه و واقع‌بینانه کرد تا از حاصل‌شان جهت تقویت نقاط ضعف استفاده کنیم در سال جدید.
بعد هم به همبستگی ملی، پیوند ملت با حاکمیت، پای‌بندی به قانون، تفکیک قوا و نظارت بر ارکان قدرت و نیز بر آزادی نقد و نظر، مطبوعات و رسانه‌ها و گردش آزاد اطلاعات و تحمل و تکثر از دیدگاه قانونی اشاره‌ای شده است.
و در ادامه جناب مهندس گریزی زده به سیاست داخلی و این جمله را در تبریک نوروزی خود آورده.
( اما متأسفانه در عرصه‌ی سیاست داخلی، پیوسته با رشد جریانات تندرو و افراطی که رفته‌رفته عرصه را برای عقلا و دلسوزان تنگ‌تر کرده و باعث حذف بسیاری از خادمان و علاقه‌مندان به کشور و انقلاب می‌شود، مواجه‌ایم.
تأسف بالاتر این که این روند، روز به روز توسعه یافته تا جایی که به اهانت به مراجع عظام تقلید و خانواده‌ی محترم امام راحل و مسئولان نیز سرایت کرده و حتی حرمت‌ها نیز مورد تعرض قرار می‌گیرد. در اخبار آمده بود که جمعی در مقابل منزل آیت الله جوادی آملی فریاد می زدند: بصیرت. بصیرت!!!)
پیام با جدا شدن از قسمت بالا توسط نقطه‌های کذایی، و با توصیه به درس گرفتن از بهار برای اعتدال، و دعایی برای تحویل حال به احسن الحال، به خوبی و خوشی سرانجام پذیرفته.
مطالعه‌ی این پیام نوروزی چند سوال در ذهن مخاطب به وجود می‌آورد.
اولین سوال این‌که: جناب مهندس! این پیام تبریک نوروزی است، یا کارنامه‌ی عملکرد شما و بیان عضویت‌تان در کمیسیون برنامه و بودجه؟
جایگاه ‌چنین نوشته‌ای در پیام نوروزی، که اولش ذکر حضور شما در کمیسیون برنامه بودجه و تلفیق است و وسطش اعلام میزان درآمد نفتی 100 ساله‌ی گذشته‌ی ایران و انتهایش مقایسه‌ی کارنامه‌ی عمل‌کرد دولت نهم با 94 سال گذشته، و نتیجه‌اش عدم توفیق دولت برای عرضه‌ی کارنامه‌ی مورد انتظار، چیست؟!
دوم این‌که: این گزارش‌گونه، ارتباطی به استقبال زود هنگام برای انتخابات مجلس شورای اسلامی که مقرّر است در اسفند 1390 برگزار شود، دارد یا خیر؟
زیرا گزارش‌دهی، راهکاری‌ست برای تأثیر بر افکار عمومی و هر قدر این کار با ظرافت انجام شود، تأثیر بیشتری خواهد داشت؛ به عنوان مثال این که در یک پیام نوروزی چنین اتفاقی بیفتد!
سوم: این پیام جایگاه نقد از عملکرد اقتصادی دولت نهم است؟ یا در حال حاضر وسیله‌ی تخریبِ تلویحی آن عملکرد؟
چهارم: جریان‌های تندرو و افراطی‌ای که از آن‌ها نام برده‌اید، چه کسانی‌اند؟
جریانی که از پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 بیشترین توهین و بدگویی را نسبت به مقدّسات‌شان دیده‌اند و زبان به دهان گرفته‌اند و حال بعد از یک سال و اندی کسی که به شخص دیگری توهین کرده، از سوی شما نماینده‌ی این جریان تقلی شده، یا جریانی که با نماینده‌ی بیگانگان در کشور که از قضا در رأس فتنه قرار دارد، دیدار می‌کنند و حتی از او حمایت می‌کنند و به اودل گرمی می‌بخشند؟! ‌که متأسفانه شما نیز جزئی از همین جریان هستید و از ملاقات کنندگانِ موسوی.
پنجمین سوال این‌که: روند روز به روز توسعه یافته‌ی تندروی کدام است؟
این روند، غیر از روندی است که از اعتراض به نتیجه‌ی انتخابات، به توهین به مقدّسات و اهانت به عاشورا و سیّد‌الشّهداء علیه السّلام، تخریب، تجاوز، قتل و همکاری با بیگانگان برای ضربه زدن به این ملت و مملکت رسید و شما با سرکرده‌ی این روند! ملاقات دوستانه داشتید؟
آیا این عدّه که چنین حرکاتی کرده‌اند، غیر از آن‌هایی هستند که در صبح روز تدفین مرحوم آیت الله منتظری شعار می‌دادند (مجتهد واقعی، منتظری، صانعی) و عصر هنگام، وقتی متوجه شدند توطئه‌شان برای سوء‌استفاده از این جریان توسط مردم بصیر قم خنثی شده، شعار مرگ را بر آن‌ها سردادند؟!
جناب مهندس! آن جماعتی که آن روز در شهر مقدّس قم سنگ به طرف حرم فاطمه‌ی معصومه سلام الله علیها انداختند و به بیوت مراجع حمله کردند، افراطیونی بودند که هنوز شعار حمایت از میرحسین سر می‌دهند؛ میرحسینی که شما هنوز نه تنها موضع‌تان را در برابر اقداماتش روشن نکرده اید، که...
و دست آخر این که کاش منبع اخبارتان را برای عموم معرفی می‌کردید؛ اگر این منبع محرمانه است، چرا به خبرش در پیام نوروزی‌تان استناد کرده‌اید؟ و اگر چنین نیست، چرا آن را اعلام نکرده‌اید تا مردم بیشتر در این رابطه بدانند.


...

پـــــــــــیام‌ها()     link     چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ -

سیاه‌نمایی، از نوع مکتوب

استان کرمان با بیش از صد عنوان نشریه که طی سال‌های مختلف مجوز نشرِ خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته‌اند، از این لحاظ، یعنی وجود نشریات، جزء مناطقِ غنی کشور محسوب می‌شود؛ هر چند قریب به نیمی از این تعداد، به صورت غیر فعال درآمده‌اند و برخی نیز هر از چند‌گاهی نسخه‌ای را چاپ می‌کنند تا دست‌خوشِ اقتدارِ ماده‌ی 16 قانون مطبوعات، یعنی لغو پروانه‌ی چاپ نشوند.
هر نشریه، از هر زیرگروهی که باشد، روزنامه، هفته‌نامه، دوهفته‌نامه، ماه‌نامه و یا سایر زیرگروه‌ها، روش انتشار مشخصی دارد و در باید در زمینه‌ی مشخصی فعالیت کند.
زمینه‌های مختلف انتشار اعم از خبری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ... وجه غالب نشریات‌اند، و پژوهش، تحلیل، آموزش و عناوین مشابه، وجوهی از جهات نشریات‌اند که هر چند کمتر نمود دارند، و بیشتر صورت تخصصی به خود گرفته‌اند، اما به هر تقدیر در بین نشریات وجود دارند.
یک نشریه‌ی قوی و ماندگار، در صورتی می‌تواند به نحو مطلوب به روندِ حرکتِ رو به جلوی خود ادامه‌دهد که فعالیت خود را در زمینه‌ای که مجوز انتشار آن را دریافت کرده، ادامه دهد.
تغییر این رویه، یعنی انتشار مطالبی غیر از آن چه که زمینه‌ی انتشار آن نشریه است و در هر نوبت چاپ، در شناسنامه‌ی آن ذکر می‌شود، مخاطب را با نوعی تناقض مواجه می‌کند و این تناقض بازخورد نشریه را در اجتماع ضعیف کرده و علاوه بر آن، نه تنها جایگاه خود، که به صورت کلی جایگاهِ نشریات را در راستای جهت‌دهی به افکار عمومی متزلزل می‌سازد و از نقش اثرگزارِ مطبوعات در جامعه می‌کاهد.
برای مثال، نسل آفتاب، مجوز خود را در زمینه‌ی فرهنگی، اجتماعی و هنری دریافت کرده و روش انتشار آن تحلیلی- خبری است.
این نشریه که با سه شماره در هفته، در کرمان چاپ می‌شود، بخش عظیمی از مطالب خود را به بازتاب اخبار سیاسی که در موضوع انتشار آن وجود ندارد، اختصاص می‌دهد. وُسعِ ناچیز این نشریه در کادرِ قویِ نویسندگان و تعداد صفحات، یعنی چهار صفحه، هر چند آن را از کار در زمینه‌ی تحلیلی دور کرده، اما این نمی‌تواند بهانه‌ی خوبی برای خبرنامه بودن یک نشریه باشد؛ چرا که در مسائل فرهنگی، هنری و اجتماعی که زمینه‌ی اصلی انتشار آن است نیز، تنها به انعکاس اخبار از چند خبرگزاری اکتفا می‌کند و از آن بدتر، گرایش منحرفِ اصلاح طلبانه، یعنی مخالفت صریح با اقدامات و عمل‌کرد دولت‌ نهم و دهم، و هم‌چنین، سیاه‌نمایی واضح در خصوصِ اوضاع اجتماعی و فرهنگی، این نشریه را به یک بولتنِ سیاسی در جهتِ مخالفِ مسیر رو به جلوی ایران اسلامی تبدیل کرده است.
سیاه نمایی و سعی در کاهش امید به آینده از جمله مواردی است که در برخی نشریات استان به صورت زنجیره‌ای مشاهده می‌شود.
باید افزود نقل اخبار منفی و حوادث، به خودیِ خود ایرادی ندارد که نتوان آن را نفی کرد، اما آن چه مهم است، نحوه‌ی بیان آن‌ها در یک نشریه، آن‌هم به عنوان تیتر اصلی است که برای بسیاری از شهروندان که فقط به خواندن عناوینِ روزنامه‌ها کفایت می‌کنند، برداشتی از کلِ مطالبِ آن نشریه، و در نهایت برداشتی از اوضاعِ جاریِ کشور محسوب می‌شود و در نهایت مبنایی برای قضاوت درباره‌ی مسائلِ جاری.
رودبارزمین، به مدیر مسئولی احمد یوسف‌زاده، عصر ظهور به مدیرمسئولی علی علویان، پاسارگاد به مدیر مسئولی علیرضا پورابراهیمی، سخن تازه به مدیرمسئولی بتول هاشمی و نگارستان به مدیر مسئولی ذبیح الله بلوردی، از جمله نشریاتی هستند که گویی به صورت زنجیره‌ای به این امر می‌پردازند. این کار علاوه بر تأثیرات منفی راونی که به صورت مستقیم بر خواننده می‌گذارد، به صورت غیر مستقیم در فرایندهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز موثر است.
با توجه به فعالیت چشمگیرِ این نشریات در انعکاس رویه‌ای منفی از اوضاع اقتصادی کشور، که متأسفانه به اسم نقدِ اقتصادی و در اکثر مواقع توسط افراد غیرمتخصص نوشته می‌شود، این روش به مرور تأثیر خود را در دست‌رسی به هدفِ غاییِ نظام جمهوری اسلامی که توسط مقام معظم رهبری دام ظله العالی در سال 1390 به عنوان جهاد اقتصادی تعیین شده است، خواهد گذاشت. و این نکته از این منظر حائز اهمیت است که اکثریتِ افرادی را که توسط این نشریات هدف قرار گرفته شده‌اند، از اقشار مختلف مردم می‌باشند که به واسطه‌ی دوری از مرکز استان و عدم دست‌رسی به اخبارِ صحیح، تأثیرپذیرترین قشرِ جامعه می‌باشند.
در این زمینه، یعنی سیاه‌نماییِ اوضاع موجود، پاسارگاد، که در شهر سیرجان چاپ و توزیع می‌شود، یکی از فعال‌ترینِ این نشریات محسوب می‌شود.
نگاهی گذرا به عناوین اصلی صفحه‌ی اول از چند شماره‌ی اخیر این نشریه به درستی گویای این مطلب است.
پاسارگاد- شماره 174- 11/11/1389
- کدام حمایت، فقط شعار می‌دهند.
- این جاده مشکل فنی دارد.
- جسد پیدا نشد، مردم نگران هستند.


پاسارگاد- شماره 175- 18/11/1389
- کابوس ترامادول.
- مرگ دلخراش در چاه.
- پروژه‌های شهرداری در حد انتظار نبود.


پاسارگاد- شماره 176- 25/11/1389
- زمین‌ها غیرکارشناسی واگذار می‌شوند.
- بازسازی کِی شروع می‌شود؟
- مسئولان فقط نامه‌نگاری می‌کنند.
- تربیت بدنی عدالت را رعایت نمی‌کند.


- پاسارگاد- شماره 177-9/12/1389
-‌ واژگونی اتوبوس زائران سیرجانی در سوریه.
- انتقاد پرواز از بلاتکلیفی حکم شهردار منتخب.


پاسارگاد- شماره 178- 16/12/1389
- اعتصاب کارکنان راه‌آهن وارد هفتمین روز خود شد.
- خرید شب عید و گرایش به مصرف در روزهای پایانی سال.
- خیره پشت ویترین.


...

پـــــــــــیام‌ها()     link     پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠ -