اجـــــازه
دو تیتر در کنار هم، و هر دو در باب اخلاق

پس از سخنان بسیار مهم مقام معظم رهبری درباره‌ی لزوم رعایت مسائل اخلاقی در تمامی شئون، علی‌الخصوص در مسائل سیاسی، که قسمت قابل توجهی از بیانات معظمٌ‌ له را در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان به خود اختصاص داد، بازار بحث و حرف پیرامونِ اخلاق و رعایتِ مسائل اخلاقی رونقی دوباره یافته.

نگاهی گذرا به دو تیتر از روزنامه‌ی شماره1347 نسل آفتاب، که هر دو در باب اخلاق است، کمی تأمل برانگیز است.

تیتر اوّل، تنها جمله‌ای کوتاه است، برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان؛

"هرگونه هتک حرمت و رفتار غیراخلاقی خلاف شرع و عقل است"


و تیتر دوّم، عنوان سرمقاله‌ی نسل آفتاب، به قلم ابوالفضل کارآمد، مدیرمسئول و سردبیرِ آن؛

"آیا سیاست اخلاق برنمی‌دارد؟"


اما آن‌چه جای تأمل دارد، ورود به بحث توسط نویسنده است که با این جمله شروع شده:"جای خوشحالی است که آرام‌آرام بخشی از مسئولینِ کشور بداخلاقی‌های رایج در جامعه را حس می‌کنند"

منظور از مسئولین در این مقاله، کدام یک از مسئولین هستند؟

باید پرسید کدام یک از مسئولین بلند پایه‌ی نظام چنین موضعی اتخاذ کرده اند؟

اکثر مسئولین کشور در حالی فضای بداخلاقی را ناپسند توصیف کرده‌اند، که تا قبل از سخنان رهبر معظم انقلاب موضعی در این‌باره نداشته‌اند، هر چند ایشان در تاریخ7/10/1389، و با شروع برخی بداخلاقی های سیاسی در کشور، در آغاز درس خارج فقه خود به غیبت و تهمت به عنوان یک مسئله‌ی ضداخلاقی اشاره فرمودند و هرگونه غیبت و تهمت را نسبت به افراد جریان های حاضر در کشور نفی کردند و فرمودند:" امروز یک جریان صحیح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جریان‌هاى باطلى هم وجود دارد که به انواع و اقسام طرق می‌خواهند جامعه را خراب کنند، انقلاب را منحرف کنند؛ در این شکى نیست. آدم‌هایى هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومى دارد که انسان به این آدم‌ها تهمت بزند. چه لزومى دارد که غیبت این‌ها را بکند. حرف آشکار این‌قدر دارند؛ همان حرف‌هاى آشکار را بیان بکنند، تبیین بکنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد؛ هیچ نیازى به غیبت کردن نیست که آدم بگوید حالا ما براى اصلاح مثلاً غیبت می‌کنیم."

ایشان حتی دامنه‌ی این نهی را بسیار گسترده‌تر ترسیم نمودند و اصحاب قلم و رسانه‌های مجازی، اعم از وبلاگ‌نویسان و اهالی مطبوعات را نیز شامل این مسئله دانستند و فرمودند:" به صرف توهّم این که حالا این کار مصلحت دارد، دست‌شان را، یا قلم‌شان را، یا وبلاگ‌شان را آزاد نکنند که هر چه به دهن‌شان آمد، آن را بگویند؛ این‌جور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه‌ى این‌ها می‌شود؛ یعنى ملاک استماع در این‌ها وجود دارد مسلّماً. شنیدن به گوش خصوصیتى ندارد، خواندن تو نامه هم عین همان است که ما در بحث استماع این را تأکید کردیم و عرض کردیم."http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=10770

باید این نکته را خطاب به جناب آقای کارآمد عرض کرد که چه لزومی دارد این دو مطلب را در کنار هم قرار دهید، در حالی‌که از کلِ بیانات رهبر انقلاب در جمع خبرگان، شما فقط و فقط به چاپ یک تیترِ چند کلمه‌ای بسنده نموده‌اید و از بیانِ سایر فرمایشاتِ ایشان خودداری کرده‌اید؟!

ذکرِ تنها بخشی از سخنان یک نفر ‌و توضیحات بلافاصله پس از آن و در کنار آن، خواننده را به این سمت سوق می‌دهد که مطلبی که شما در آن متذکرانِ اخلاق‌گرایی در جامعه را بخشی از مسئولین ذکر کرده‌اید، همان کسی است که تیتر اولِ روزنامه‌ی شما از سخنانِ او اتخاذ شده است. که اگر غیر از این بود، بی‌شک شما تیتر خود را از سخنان آن شخص انتخاب می‌کردید.

حال باید مقصود شما از "بخشی از مسئولین کشور" که به زعمِ خودتان "آرام‌آرام بداخلاقی‌های رایج در جامعه را حس می‌کنند"، به وضوح روشن شود؛ که همت خودتان را می‌طلبد!

جناب آقای کارآمد! شما که خیلی زودتر از بسیاری از همکاران خود در سایر نشریات قلم به دست گرفته‌اید و در باب اخلاق نوشته‌اید، قطعاً به این مقوله‌ی مغفول در جامعه که تذکرات رهبر فزرانه‌ی‌ انقلاب را به دنبال داشته، دلسوزانه نگاه کرده‌اید و خود را ملزم دانسته‌اید با تذکری هرچند کوچک، گامی در تحقّقِ اخلاقِ اسلامی بردارید، اما آن‌چه که شما از آن در نوشته‌تان به عنوان اخلاق از آن یاد کرده‌اید، در مرحله‌ی اوّل باید از خود و نزدیکانِ خود شروع شود.

...

پـــــــــــیام‌ها()     link     پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩ -